نیوکاسل بیماری با واگیری بالاست که تنوع زیادی در نوع و شدت علائم دارد. این بیماری از موانع عمده در تجارت بین المللی طیور و محصولات آن بوده و اثرات فرم حاد نیوکاسل شدید می باشد.
برطبق تعریف سازمان بیماریهای واگیر OIE بیماری نیوکاسل عفونت پرندگان با ویروس خاصی از پارامیکسوویروس تیپ 1 پرندگان APMV-I از جنس روبولاویروس و خانواده پارامیکسوویریده می باشد.

سویه های ویروس نیوکاسل تنوع زیادی در شدت بیماری داشته و بر مبنای علائم بالینی مشاهده شده در جوجه های آلوده به 5 پاتوتیپ تقسیم می شوند:

  • ویسروتروپیکولوژنیک: فرم فوق العاده بیماریزا که در آن اغلب ضایعات هموراژیک روده و تلفات دیده می شود.
  • نوروتروپیکولوژنیک: فرمی که همراه با تلفات بالا می باشد و معمولاً بدنبال علائم تنفسی وعصبی دیده می شود.
  • مزوژنیک:  فرمی که همراه با علائم تنفسی و گاهی علائم عصبی می باشد اما تلفات پائین می باشد.
  • لنتوژنیک یاپنوموتروپیک : فرمی که با عفونت تنفسی خفیف یا تحت بالینی همراه می باشد.
  • روده ایبدون علامت : فرمی که معمولاً شامل عفونت روده ای تحت بالینی می باشد.

پیشگیری از نیوکاسل شامل 3 سطح مختلف می باشد: کنترل نیوکاسل در سطح بین المللی که شامل تعریف بیماری، محدودیت واردات و صادرات، گزارش دهی به سازمانهای بین المللی مانند OIE و کنترل جابجایی پرسنل؛ کنترل در سطح ملی که شامل قرنطینه، سیستم مانیتورینگ و گزارش دهی، سیاست های کشتار و واکسیناسیون و در نهایت کنترل در سطح فارم که عمدتاً شامل امنیت زیستی و واکسیناسیون می باشد.

در شرایط فیلد، احتمالاً مهمترین فاکتور در پیشگیری از ورود ویروس نیوکاسل و انتشار آن طی همه گیری ها، شرایطی است که در آن پرندگان پرورش یافته و میزان امنیت زیستی اعمال شده می باشد.
واکسیناسیون به تنهایی در کنترل نیوکاسل ناکافی بوده و بایستی با بهداشت مناسب همراه شود. به عبارتی در هیچ شرایطی نباید پیشگیری از نیوکاسل صرفاً وابسته به واکسیناسیون باشد.
علی رغم اینکه بیماری در لیستA OIE قرارداده شده و نزدیک به 80 سال از شناسایی آن می گذرد، و عامل آن یک سروتیپ پارامیکسوویروس می باشد که واکسن های موثری برای آن در بازار وجود دارد، نیوکاسل چالش جدی را برای دام پزشکان و پرورش دهندگان در اقصی نقاط جهان ایجاد نموده است.

ایمنی

پاسخهای ایمنی هومورال و سلولی نقش مهمی در محافظت میزبان در برابر نیوکاسل ایفا می کنند. ایمنی فعال و پاسیو نقش مهمی در حفاظت ویروس نیوکاسل داشته و پاکسازی و خنثی نمودن ویروس را به 2 شکل انجام می دهند:

الف) اتصال به سلولهای آلوده و کاهش تولید ویروس نتاج

ب) اتصال به ویروس نتاج و مهار انتشار آن

این آنتی بادی ها بر علیه 2 پروتئین هماگلوتینین – نورآمینیداز (HN ) و فیوژن (F ) می باشند. از آنجایی که مقاومت به عفونت مرتبط با تیترهای بالای آنتی بادی های خنثی کننده و مهار کننده هماگلوتینین می باشد، تست مهار هماگلوتینین (HI ) اندیکاتور سرولوژیک معتبر و کاربردی از ایمنی می باشد.

ایمنی سلولی عامل مهمی در شکل گیری حفاظت در ماکیان بر علیه نیوکاسل می باشد و نخستین پاسخ ایمنولوژیک است که 2-3 روز بعد از واکسیناسیون قابل ردیابی است. سلولهای اصلی در پاسخ ایمنی سلولی، لنفوسیت های T می باشند که این سلولها در کنار ایمنوگلوبولین A و اینترفرون ایمنی موضعی را ایجاد می کنند. پاسخ ایمنی سلولی حفاظت اولیه را در برابر چالش ایجاد می کنند و در پرندگان واکسینه قبل از ظهور آنتی بادی ها، قابل ردیابی می باشند.
IgM  و IgG  عمدتاً در سرم ردیابی می شوند. 4 روز بعد از واکسیناسیون اولیه، IgM  و از روز 7 به بعد IgM و IgG قابل ردیابی می باشند. آنتی بادی های موجود در سرم عفونت را به مخاط تنفسی محدود می کنند. در مقابل، احتمالاً آنتی بادی های ترشحی جلوی تکثیر ویروس در اپی تلیوم را گرفته یا آن را کاهش می دهند. همزمان با ظهور آنتی بادی های هومورال در خون، آنتی بادی های ترشحی را می توان در ترشحات فوقانی دستگاه تنفس و روده ماکیان جستجو نمود. در ترشحات می توان هر 3 کلاس ایمنوگلوبولین را بعد از عفونت موضعی ردیابی نمود اما بعد از ایمن سازی سیستمیک با ویروس غیرفعال نیوکاسل تنها IgM و IgG دیده می شود. از آنجایی که مولکول IgG پرندگان بزرگتر از IgG پستانداران می باشد، برخی از محققین IgG ماکیان را IgY نامیده اند. هر چند IgG پرندگان (یا IgY ) از نظر عملکردی مشابه IgG پستانداران می باشد.
بطور خلاصه، حفاظت در برابر چالش نیوکاسل وابسته به آنتی بادی های مادری برای ایجاد حفاظت در هفته های نخست زندگی، ایمنی مخاطی (شامل IgA ، ایمنی سلولی و اینتروفرون) و ایمنی فعال اکتسابی می باشد. یک برنامه واکسیناسیون موثر باید تمامی این فاکتورهای ذکر شده را مد نظر قرار دهد

واکسیناسیون

واکسیناسیون نقش مهمی در پیشگیری از نیوکاسل ایفا می کند. با این وجود، به سادگی نمی توان برنامه ایده الی برای واکسیناسیون ارائه داد، زیرا این برنامه وابسته به میزان چالش فیلدی، سیاست های کنترل بیماری در کشور، میزان آنتی بادی مادری، نوع پرنده (گوشتی یا تخم گذار)، سویه واکسن، فراهمی واکسن، مصرف سایر واکسن ها، لوازم واکسیناسیون، راه تجویز، نیروی انسانی، سلامت و کیفیت جوجه یکروزه، اندازه گله، شرایط آب و هوایی، عملکرد برنامه های واکسیناسیون گذشته و ... می باشد.

بصورت مطلوب ، واکسیناسیون نیوکاسل منجر به بروز ایمنی در مقابل عفونت و تکثیر ویروس می شود. در واقعیت معمولاً واکسیناسیون پرنده را از عواقب جدی تر بیماری حفظ می کند اما تکثیر و دفع ویروس همچنان ادامه می یابد اگر چه ممکن است کاهش یافته باشد. 
در مجموع، بسته به منطقه ممکن است از واکسن های زنده و کشته برای گله های گوشتی، تخم گذار و مادر استفاده شود. نوع واکسن، زمان و نحوه تجویز تاثیر فوق العاده ای در کارایی واکسیناسیون بر علیه نیوکاسل دارند.

واکسن های زنده

واکسن های زنده را می توان بر اساس بیماریزایی آنها به 3 گروه مزوژنیک، لنتوژنیک و سویه های روده ای غیر بیماریزا تقسیم نمود. برخی سویه های ویروس نیوکاسل که بعنوان واکسن استفاده 
می شوند، اندیس بیماریزایی داخل مغزی (ICPI ) و طبقه بندی آنها در جدول زیر خلاصه شده است:

 

سویه ویروس

ICPI

طبقه بندی

V4

0.0

روده‌ای غیر بیماریزا

PHY.LMV.42

0.0 – 0.16

" "

Ulster 2C

0.0(0.14 – 0.23)

" "

VH

0.15

" "

Hitchner B1

0.2

لنتوژن

VG/GA

0.35

"

La Sota

0.4

"

Komarov

1.41

"

Roakin

1.45

"

 

 در طراحی یک برنامه واکسیناسیون موثر، سویه های واکسن را باید مدنظر قرار داد. متناسب با افزایش بیماریزایی واکسن زنده، پاسخ ایمنی نیز افزایش می یابد. هرچند واکنش های بعد از واکسن نیز به همان نسبت افزایش می یابد. خسارات ناشی از واکنش های بعد از واکسیناسیون جدی بوده، لذا سازندگان واکسن بدنبال توسعه واکسن هایی بوده اند که همزمان حفاظت کننده و ایمن باشد.

به همین دلیل، استفاده از سویه های روده ای غیر بیماریزا در سطح جهانی مورد پذیرش قرار گرفته است. این سویه حفاظت بالایی را ایجاد نموده اما واکنش بعد از واکسن خفیف یا فاقد آن می باشند. واکسن بعدی در سن 14 و 21 روزگی داده می شود که بوستری برای ایمنی هومورال می باشد بخصوص در مواردی که از سویه های کمتر تخفیف حدت یافته و به روش آئروسل استفاده می شود. استفاده از سویه های مزوژن بعنوان واکسن محدود به کشورهایی است که نیوکاسل بومی می باشد و این واکسنها را باید صرفاً برای واکسیناسیون مجدد بکار برد.
بواسطه مصرف واکسن های زنده و کشته در گله های مادر، معمولاً جوجه های یکروزه مقادیر بالایی از آنتی بادی های مادری دارند. این آنتی بادی ها حفاظت کننده می باشند اما می توانند در القای ایمنی هومورال اولیه نیز اختلال ایجاد کنند. اگر چه جوجه های یکروزه پاسخ مناسبی ایجاد نکرده و بواسطه آنتی بادی مادری افزایش مشخص تیتر آنتی بادی ندارند، واکسیناسیون هچری در ایجاد پاسخ ایمنی موضعی در دستگاه تنفسی و گوارشی بسیار سودمند می باشد. تحقیقات نشان داده که واکسیناسیون جوجه های یکروزه در هچری با آنتی بادی مادری نیز می تواند در مقابل چالش عضلانی حفاظت ایجاد کند و این بدان معناست که علیرغم مقادیر آنتی بادی مادری، ویروس واکسن توان ایجاد حفاظت هومورال را دارد.

در گله های مادر و تخم گذار معمولاً 3-2 واکسن زنده اضافه در دوره پرورش مصرف می شود. همانند پستانداران سلولهای B به پلاسماسل ها تمایز یافته که بعنوان واحد ترشحی اصلی ایمنوگلوبولین عمل می کنند و سپس پرنده خاطره ایمنولوژیک قوی از مواجهه آنتی ژن قبلی حفظ می کند. چنانچه در این واکسیناسیون ها از سویه هایی با ICPI بالاتر استفاده می شود بایستی واکنش بعد از واکسن را نیز مدنظر قرار داد. به همین دلیل، سویه های روده ای غیر بیماریزا با موفقیت استفاده شده اند.

واکسن های غیرفعال

برای پیشگیری از نیوکاسل در جوجه های یکروزه دارای آنتی بادی مادری، واکسن های کشته روغنی با موفقیت بکار برده شده اند. مزیت اصلی این نوع واکسن ها، میزان خیلی کم واکنش های پس از واکسن و مقادیر بسیار بالای آنتی بادی های حفاظت کننده است که بصورت دراز مدت ایجاد می شود.

اثرات ایمنی مادری روی واکسن های کشته به اندازه واکسن های زنده نمی باشد از آنجایی که ادجوانت روغنی به عنوان محرک مکانیسم دفاعی عمل کرده و آنتی ژن به آهستگی منتشر می شود. در این شرایط تحریک پیشرونده ایمنی فعال ایجاد شده در حالی که ایمنی پاسیو کاهش می یابد و سیستم ایمنی به صلاحیت کامل خود می رسد.

استفاده از واکسن های زنده و کشته نیوکاسل در جوجه یکروزه بصورت وسیعی مورد بررسی قرار گرفته و نتایج نشان داده که هنگام استفاده ترکیبی از واکسن های زنده و کشته در مقایسه با مصرف واکسن زنده و یا کشته به تنهایی تیترهای HI ، حفاظت در برابر چالش و بقای ایمنی بهتری حاصل می شود. مزیت استفاده ترکیبی از واکسن زنده و کشته در هچری این است که حفاظت ایجاد شده قوی تر و طولانی تر خواهد بود به واسطه اینکه ایمنی مخاطی توسط واکسن های زنده و ایمنی هومورال در اثر واکسن های کشته ایجاد می شود. در مواردی که میزان خطر زیاد می باشد قویاً توصیه شده که یک واکسن زنده تخفیف حدت یافته همراه با یک واکسن کشته در 2 هفته نخست زندگی تجویز گردد.

واکسن های کشته ویژه ای برای جوجه های یکروزه یا در سنین اولیه توسعه یافته اند که به راههای زیرجلدی یا عضلانی تجویز می گردند. این واکسنها بسیار بیشتر از واکسنهای روغنی معمولی تلغیظ شده اند و ارتباط دز – اثر در واکسن های کشته برای ایجاد آنتی بادی های HI و ایجاد حفاظت بعد از چالش بخوبی روشن شده است. هرچند بنظر نمی رسد که ویسکوزیته ارتباطی با ایمنوژنسیتی داشته باشد، معمولاً این واکسن ها آبکی ترند که امکان تجویز راحت تر را با سوزن های اتوماتیک در هچری فراهم می سازد.

در برخی مناطق، گله های تخمگذار و مادر یک دز واکسن کشته حدود 8-7 هفتگی دریافت می کنند این واکسیناسیون برای تقویت پاسخهای هومورال در دوره پرورش بکار می رود.

معمولاً واکسن های کشته قبل از شروع تولید مصرف می شوند. این واکسنها می تواند مونووالان باشند یا با سایر آنتی ژنها ترکیب شده که قادر به افزایش قابل توجه سطوح آنتی بادی و بهبود یکنواختی می باشند. بواسطه مصرف واکسن کشته در گله های مادر، تیتر آنتی بادی مادری در جوجه های یکروزه افزایش می یابد.

بجای استفاده از واکسن زنده در دوره تولید، می توان گله های مادر و تخم گذار را با واکسن های کشته در حدود 45 – 40 هفتگی واکسینه نمود. دلیل عمده این کار نیز تقویت ایمنی گله می باشد اما این روش زمان بر و استرس زا بوده نیروی انسانی زیادی طلب می کند.
رابطه واکسنهای زنده نیوکاسل و برونشیت عفونی

واکسیناسیون نیوکاسل و برونشیت بصورت همزمان یا حتی در یک ویال انجام می گیرد. هرچند بخوبی روشن شده که ویروس برونشیت عفونی ممکن است در کار ویروس نیوکاسل تداخل ایجاد کرده و این تداخل برای ویروس نیوکاسل مخرب می باشد. ابتدا در سال 1953 این پدیده در تخم مرغهای جنین دار ثبت شد. از آن زمان به بعد تداخل در جنین ماکیان، کشت سلول و در ماکیان مطالعه شده است.

هنوز هم مکانیسم تداخل بطور کامل روشن نمی باشد، اما بنظر می رسد که دربرگیرنده وقایع داخل سلولی می باشد، از آنجا که بنظر نمی رسد که اینترفرون یا عدم اتصال نقشی داشته باشند. برای کاهش این تداخل توصیه شده است که بخش نیوکاسل واکسنهای ترکیبی ND/IB 3-2 Log بیشتر از بخش ویروس برونشیت عفونی باشد. سازندگان این واکسنهای ترکیبی IB -ND با برقراری تیتر ویروس نیوکاسل 2-5/1 log بیشتر از بخش ویروس برونشیت، حداقل در مورد B1 بر اثر تداخل غلبه می کنند.

به نظر می رسد که واکسنهای ضعیف تر نیوکاسل کمتر تحت تاثیر تداخل قرار گیرند. از آنجایی که محل تکثیر آنها متفاوت می باشد. به همین دلیل واکسن های روده ای غیر بیماریزا نیز باید حتی کمتر از این تحت این پدیده قرار گیرند.

علیرغم اینکه گزارش شده استفاده از واکسنهای ترکیبی در ایجاد ایمنی نسبت به نیوکاسل تداخل ایجاد نمی کنند و نحوه برخورد سازندگان واکسن چنین بوده که سعی داشته اند با آزمایشات فیلدی و آزمایشگاهی متعدد نشان دهند که واکسنهای ترکیبی ND/IB قادر به ایجاد حفاظت در پرندگان واکسینه بر علیه ND و IB در اکثر شرایط فیلدی می باشند، در مناطقی که خطر نیوکاسل زیاد می باشد توصیه به استفاده از واکسنهای جداگانه و حتی در روزهای متفاوت شده است. در این شرایط و با افزایش خطر نیوکاسل، تمرکز اولیه باید بر ایجاد حفاظت با ایمنی سازی جوجه های یکروزه توسط اسپری یک سویه انتروتروپ و تزریق یک واکسن کشته به روش زیر جلدی باشد.

روش تجویز

بسیاری از ارگانیسم ها مکان ترجیحی برای لوکالیزاسیون و تکثیر دارند. راه واکسیناسیون باید متناسب با این ترجیحات باشد. مثلاً ویروسهای نیوکاسل و برونشیت عفونی در سیستم تنفسی تکثیر می یابند، لذا روش انتخابی برای این ویروسها قطره چشمی یا اسپری می باشد.
ذکر این نکته اهمیت دارد که کارایی واکسن می تواند تا حد زیادی تحت تاثیر تجویز قرار گیرد. تمامی روشهای موجود مزایا و محدودیت هایی دارند و ضروری است که قبل از استفاده آنها را مد نظر قرار داد.

  • قطره چشمی

واکسیناسیون به روش قطره چشمی موثرترین و دقیق ترین روش استفاده از یک واکسن زنده تنفسی برای پرنده می باشد. تجویز انفرادی واکسن به پرندگان، ایمن سازی دقیق تری را ایجاد می کند. هر چند نیرو و هزینه بیشتری صرف می شود. لذا روش قطره چشمی محدود به گله های کوچک و مناطقی است که هزینه نیروی انسانی مساله مهمی نمی باشد. قطره واکسن بطور اولیه غده هاردرین را تحریک می کند و اضافی واکسن از طریق مجرای بینی- اشکی به حفره دهان پرنده وارد می شود. در اثر استنشاق یا بلع واکسن تحریک بیشتری در بافت و سلولهای ایمنی تنفسی ایجاد می کند غده هاردین و حفره بینی آنتی بادیهای مخاطی (lgA ) تولید می کنند که قادر به خنثی نمودن ویروس نیوکاسل می باشد. در تجویز واکسن قطره چشمی باید دقت شود تا قبل از اینکه پرنده پلک زده و قطره ناپدید گردد، پرنده رها نشود. برای تایید واکسیناسیون، یک رنگ آبی با حلال ترکیب شده و سطح زبان را رنگ می کند. بازرسی 2 % از گله ایده ای را نسبت به کیفیت واکسیناسیون ایجاد می نماید.

  • اسپری واکسیناسیون

اسپری واکسیناسیون را می توان در هچری و فارم انجام داد. اسپری های کابینی معمولترین راه تجویز واکسن های نیوکاسل و برونشیت می باشند. در فارم تجهیزاتی برای اسپری قطرات درشت و ریز موجود می باشد. روش اسپری موثرترین راه واکسیناسیون گروهی بر علیه نیوکاسل بوده حفاظت مناسبی ایجاد کرده ایمنی مخاطی بهتر و بالاترین تیتر های HI را فراهم کرده و قادر به ایجاد بهترین حفاظت در برابر چالش می باشد. در این روش واکسیناسیون ایمنی مخاطی هومورال دستگاه تنفس تحریک شده و جلوی عفونت سطوح مخاطی گرفته و یا تکثیر ویروس را در این محل کاهش می دهد در نتیجه جلوی تهاجم ویروس به بافتهای عمومی گرفته می شود. از آنجایی که راه اصلی ورود ویروس نیوکاسل دستگاه تنفس می باشد مکانیسم دفاعی مخاطی سد دفاعی اولیه را در برابر عفونت ایجاد می کند و این مساله دلیل اصلی واکسیناسیون جوجه های یکروزه در هچری به روش اسپری می باشد.

هر چند واکسیناسیون در هچری قادر به ایجاد حفاظت در طول حیات پرنده نمی باشد و بایستی واکسیناسیون دیگری نیز در فارم انجام گیرد. جوجه هایی که آنتی بادی مادری بالایی دارند اگر در یک روزگی واکسینه شوند ممکن است نیاز به یادآور در 21 – 14 روزگی برای ایمنی طولانی مدت داشته باشند. روش اسپری نیاز به قطع آب ندارد و نیز در این روش غیر یکنواختی و تنوع در کیفیت آب از فارمی به فارم دیگر کاهش می یابد. با این وجود روش اسپری نیز مسائل خاص خود را دارد و اندازه ذرات در انتخاب سویه ویروس و زمان واکسیناسیون اهمیت ویژه ای دارد. ذرات ریز می توانند به قسمت های عمقی دستگاه تنفس راه یافته و در پرندگان حساس واکنش های شدیدی ایجاد نمایند استفاده از واکسن لاسوتا بصورت آئروسل در چنین پرندگانی ممکن است منجر به تلفات شدید گردد مسائل مهم دیگری که باید مدنظر قرار گیرند پوشش کامل پرندگان می باشد که بخصوص در گله های تخم گذار در قفس های چند طبقه اهمیت خاصی دارد و نیز روش اسپری باید بافتهای ایمنولوژیکی واقع در سر پرنده را مورد هدف قرار دهد. 
بدنبال واکسیناسیون به روش اسپری ریز و بدنبال آن اسپری قطرات درشت، قطره چشمی و در نهایت آب آشامیدنی، پاسخ ایمنی به واکسیناسیون به تدریج افزایش خواهد یافت. متاسفانه به همین صورت واکنش های بعد از واکسن نیز افزایش می یابد. در گله های آلوده به گونه های مایکوپلاسما این واکنش ها در طیور صنعتی غیر قابل پذیرش می باشند و حفظ تعادل بین اندازه ذرات و سویه ویروس در موفقیت واکسیناسیون اهمیت ویژه ای دارد.

  • آب آشامیدنی

واکسیناسیون گروهی در زمان و نیروی انسانی صرفه جویی ایجاد می کند اما تضمینی وجود ندارد که هر پرنده بطور صحیح تلقیح گردد. احتمالاً شایعترین روش واکسیناسیون در صنعت طیور آب آشامیدنی می باشد. هرچند باید به دقت این روش کنترل شود. زیرا ویروس ممکن است در اثر حرارت زیاد محیط، ناخالصی های موجود در آب و حتی نوع لوله ها و مجاری توزیع آب غیرفعال گردد. در واکسیناسیون آشامیدنی توزیع مناسب واکسن و فضای آبخوری کافی برای حصول نتایج مناسب ضروری است. علاوه بر این در پرندگانی که آنتی بادی مادری دارند روش آشامیدنی تحریک کمتری در حفاظت موضعی نسبت به اسپری قطرات درشت ایجاد می کند. 
آب مصرفی در روش آشامیدنی باید 24 ساعت قبل و 24 ساعت بعد از واکسیناسیون عاری از کلر، دارو و هر ماده شیمیایی باشد. همچنین توصیه شده که تیوسولفات سدیم یا شیر خشک بدون چربی به آب اضافه شود تا جلوی خنثی شدن ویروس توسط کلر گرفته شود.

  • روش های زیر جلدی یا عضلانی

شایعترین روش تجویز واکسنهای کشته در طیور روش های زیر جلدی یا عضلانی می باشند. در کشورهایی که درگیری با نیوکاسل زیاد می باشد، واکسن زنده بدنبال یک واکسن کشته زیر جلدی، در هچری یا روزهای اول در فارم داده می شود. در هچری، این واکسن با سرنگ دستی یا اتوماتیک داده می شود با سرنگهای دستی 750 پرنده در ساعت و با سرنگهای اتوماتیک 2500 جوجه در ساعت را می توان واکسینه نمود. در هر دو سیستم کنترل کیفیت تجویز مهم می باشد و یک راه برای این کار، کنترل تلفات روز نخست برای جستجوی باقیمانده واکسن روغنی در محل تزریق می باشد.
در روزهای اولیه پرورش، واکسنهای کشته را می توان به روش زیر جلدی یا عضلانی در عضله ساق پا تزریق نمود. بعد از پرایم نمودن با واکسنهای زنده در گله های مادر و تخم گذار، واکسن های کشته قبل از شروع تولید تجویز می شوند. این واکسنها حاوی مقادیر بالای ویروس کشته در یک ادجوانت بوده که حامل ویروس بوده و محرک پاسخهای ایمنی بوده و واکنش بافتی را نیز کاهش می دهد. در گرفتن پرنده ها، وارد کردن سوزن، پاکسازی لوازم باید دقت نمود سوزنها را باید بعد از 200 تجویز و حداکثر 500 تجویز تعویض نمود. مصرف زیاد سوزنها منجر به خونریزی، تروما و درد می گردد.

 

نتیجه گیری

تاکید مجدد روی این نکته ضروری است که تحت هیچ شرایطی نباید واکسیناسیون را جایگزین روشهای مدیریتی مناسب، امنیت زیستی یا بهداشت مناسب در پرورش طیور اهلی نمود.
همانگونه که اشاره شد برنامه واکسیناسیون ایده ال منوط به چند فاکتور می باشد. در مجموع، حفاظت در برابر نیوکاسل شامل آنتی بادی مادری می باشد که ناشی از واکسیناسیون گله مادر بوده و حفاظت را در هفته های نخست پرورش ایجاد می کند، واکسیناسیون در سنین اولیه با واکسن های زنده برای تحریک حفاظت موضعی همراه با یک واکسن کشته جهت افزایش مقادیر آنتی بادی می باشد. در گله های مادر و تخمگذار، واکسن های زنده دیگری نیز باید در دوره پرورش داده شود تا یادآوری برای پاسخ ایمنی بعد از پرایم کردن باشد. یک واکسن کشته قبل از شروع تولید تجویز می شود تا تیتر را بالا برده و پراکندگی مقادیر آنتی بادی ها را کاهش دهد. در دوره تولید، واکسن زنده یا حتی یک واکسن کشته دیگر را نیز می توان برای افزایش حفاظت تجویز نمود.
در نهایت ذکر این نکته ضروری است که واکسیناسیون می تواند به شدت تحت تاثیر مایکوتوکسین ها، عفونت همزمان، ویروسهای ایمنوساپرسیو مانند گامبورو، مارک یا کم خونی عفونی و فاکتورهای محیطی قرار گیرد. برای ایجاد بهترین حفاظت در برابر چالش نیوکاسل باید تمامی این فاکتورها را مدنظر قرار داد.